ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

231

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

ظاهر اين است كه تقوا مرادف ورع است ، و براى تقوا نيز دو تفسير هست : يكى ، خوددارى و پرهيز از اموال حرام ، كه تقوا در بعضى اخبار بر اين معنى اطلاق شده ، و دوم ملكهء خويشتن دارى و پرهيز از مطلق گناهان به سبب ترس از ناخشنودى خداوند و براى طلب رضاى او . تقوا به معنى اول ضدّ ناپرهيزى از مال حرام و رذيلت قوهء شهوت است ، و به معنى دوم ضدّ ملكهء ارتكاب معاصى و رذيلت هر دو قوه با هم است . امّا لازمهء طريقهء ما اين است كه ورع و تقوا در اينجا به تفسير اول ذكر شود ، و به تفسير دوم در مقام چهارم كه متعلَّق به دو يا سه قوه از رذائل و فضائل است ذكر خواهد شد . و ليكن در اينجا آنچه را كه در فضيلت آن دو وارد شده ياد مىكنيم ، زيرا آنچه در فضيلت آن دو به تفسير دوم وارد شده بر فضيلت آن دو به تفسير اول نيز دلالت مىكند ، و نيز به اين دليل كه در تجديد و از سر گرفتن عنوان جداگانه براى مطلق معصيت و ذكر آنچه در ذمّ آن وارد شده و سپس در پى آن ذكر ضدّ آن يعنى ورع و تقوا به تفسير اعم فايده اى متصور نيست . زيرا بعد از ذكر همهء اجناس و انواع و اصناف معاصى و طاعات و احكام و لوازم و نكوهش و ستايش آنها ، از سر گرفتن ذكر مطلق معصيت يا طاعت فايده اى ندارد ، زيرا كه غرضى جز ذكر آنچه در ذمّ مطلق معصيت و مدح مطلق طاعت وارد شده به آن دو تعلَّق نخواهد داشت ، و اين امرى است آشكار كه نيازى به آن در كتابهاى اخلاق نيست . بلى ، ما به مطلق گناه و ضدّ آن ، يعنى ورع و تقوا به معنى اعم ، اجمالا اشاره مىكنيم ، تا همهء انواع و اقسام را ضبط كرده باشيم .